مرتضى راوندى

140

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

در بعضى از ايالات و شهرهاى بزرگ ، مأموران مالياتى اقامت داشتند كه در برابر حكومت مركزى مسؤول وصول منظم مالياتها و تحويل وجوه به خزانه بودند . معمولا وصول ماليات به مقاطعه واگذار مىشد و مقاطعه كار مىتوانست ، بلامانع و بدون اينكه نظارتى در اعمال او به عمل آيد ، مردم را غارت كند . » « 1 » گردآورى ماليات : « جمع‌آورى ماليات در ايالات و بلاد ، با اقدامات بيرحمانه و فوق العاده توأم بود ، و در واقع به يك لشكركشى جنگى كوچك مشابهت داشت . مبالغى كه از مردم مأخوذ مىگرديد به ارقام سرسام‌آورى سر مىزد . بنا به گفتهء حمد اللّه مستوفى قزوينى ، در - آمد دولت كه در سال 1295 ميلادى ( 695 هجرى ) برابر 1700 تومان بود ( هر تومان ده هزار دينار ) به اضافهء مبلغى هنگفت به جيب مأموران و مقاطعه‌كاران و اميران فئودال مىرفت ، زيرا كه ماليات نواحيى كه جزو اقطاع فئودالها بود ، گرچه توسط مأموران دولت وصول مىشد ولى وارد خزانهء دولت نمىگشت بلكه در اختيار فئودالها گذاشته مىشد . ادارهء مركزى گذشته از ديوان عالى ، ديوانهاى ديگرى داشت و از آن جمله ديوان اينجو بود ، كه ادارهء امور املاك منقول و غيرمنقول شخصى خان و كسان او را عهده‌دار بود . مبالغ هنگفتى كه وارد خزانهء خان مىشد ، صرف نگهدارى خدمتگزاران اقامتگاه وى و كسان او و مخارج شاهزادگان و بزمهاى باشكوه و نگهدارى لشكريان مىگشت . سران نظامى زندگى چادرنشينى داشتند و به اقتضاى فصل ، به ييلاق و قشلاق مىرفتند و سخت به ياساى چنگيزى و سنن زندگى چادرنشينى علاقه‌مند بودند . با اين حال ، نمايندگان اديان گوناگون و گروههاى مختلف سعى مىكردند خان مغول را به معتقدات مذهبى و راه و رسم خود متمايل سازند . مأموران كشورى ايران كه در رأس دستگاه ادارى قرار داشتند ، مىكوشيدند تا دولتى نيرومند و متمركز تأسيس كنند و دستگاه خلافت و دولت غزنويان را كه خود نمونه‌اى از دولت ساسانيان بود ، سرمشق خويش قرار دهند و قدرت خان را محكم و استوار سازند و او را به قبول اسلام تبليغ كنند و شيوهء مالياتى و ميزان مال الاجاره و مالياتها را تحت نظم و حساب معينى درآورند و در عين حال ، عليه تفوق و نفوذ اعيان چادرنشين مغول و تمايلات گريز از مركز آنان و تبذير و ريخت‌وپاش كسان خان مبارزه مىكردند . روش مأموران كشورى ايران در برابر رعايا و شهريان از ديرباز بهره‌كشى شديد بود ، ولى هرگز كار را به فقر و ورشكستگى كامل روستاييان و تباهى نيروهاى توليدى نمىكشانيدند . » « 2 » در حالىكه اعيان چادرنشين در راه ديگرى سير مىكردند و براى از هم پاشيدگى و عدم تمركز دولت تلاش مىنمودند ، از اواخر عهد هلاكو آثار انحطاط در قدرت مغولان به چشم مىخورد . مغولان كه به نيروى جنگى خود سخت مىباليدند ، در رمضان 658 در محل « عين جالوت » ( در فلسطين ) شكست سختى از مسلمانان خوردند و براى هميشه از تسخير مصر و شام چشم پوشيدند .

--> ( 1 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين . ص 347 - 346 ( به اختصار ) . ( 2 ) . همان . ص 349 - 347 ( به اختصار ) .